* شیوه های سرکوب فاشیستی زمانی که در خیابان ها اتفاق می افتد حافظه و تاریخ اجتماعی را درگیر می کند. در صورتی که استیصال جمعی و پایدار باشد، بگونه ای گسست حرکت های اعتراضی را بدنبال می اورد.
* هدف از ترومای شخصی بعنوان یک ابزار در دستگیری، بازجوئی و شکنجه ایجاد اختلال در دو سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک فرد است. و هدف رژیم های فاشیستی این است که این اختلال را ابدی بکنند، یعنی تا آخر عمر در طرف پایدار بماند.
* وضعیت خطرناک مردمی هستند که در پی سرکوب های مکرر و هر بار خونین تر از قبل، به بی عملی و ناامیدی کشیده شوند.
* گریز از استیصال عمومی، اعتراضات در قالب جنبش هاست و نه در قالب خیزش ها و شورش ها. جنبش ها هستند که می توانند با سازماندهی و برنامه ریزی تعیین کننده، کی حمله بکنند، کی زمان فرار است و چه موقع باید سکون بکنند.
* تمام راه حلهای برون رفت از شرایط استیصال عمومی فعلی، اعتقاد به فعالیت جمعی است؛ بازآفرینی حرکتهای بسیار ساده اما در شکل گروهی، تلاش برای سازماندهی گسترش ارتباطات خانوادگی، با هم همفکری کردن و همۀ آن تلاش های جمعی - حتی به اندازه حشره ای - که ناامیدی را از میدان بدرمی کند و عشق و امید و حرکت را جایگزینش می کند.